• کسب و کار

    سود بورس در جیب چه کسی می‌رود؟

    گاهی با خودت فکر می‌کنی، بورس با کاهش پول نقد در جامعه در حال کمک به اقتصاد است. اما یک نگاه جدید کنیم. ۶۰۰ شرکت ۵۰۰ میلیون سهم خود را یعنی در مجموع ۳۰۰میلیارد سهم خود را به ارزش ۳۰۰ تومان میفروشند و ۳ سال بعد ارزش این سهام به ۱۳۰۰ تومان می‌رسد. (رشد شاخص) این ۱۰۰۰ تومان در جیب چه کسی است؟ در جیب مردم؟ در جیب شرکتهای سهامی؟ یا شاید شرکت بورس تهران؟ او با این پول چه کاری انجام می‌دهد؟ آیا باز هم تولید می‌کند؟ سازمان بورس تهران یک پلتفرم است که یک سر آن شرکت‌هایی هستند که پول عرضه اولیه را می‌گیرند و سر سال سود…

  • کسب و کار

    آیا تورم پایانی دارد؟

    در دو ماه گذشته ما شاهد تورم ماهانه بیش از ۲۵ درصد در سکه بودیم. البته قیمت‌ها روز به روز افزایش پیدا می‌کنند ولی نمیتونند به دنبال سکه حرکت کنند. به نظر من اقتصاد قفل شده دچار رکود خواهد شد. اما تورم ادامه داره. اگر مافیاهای اقتصادی که از اقتصاد نابه‌سامان واردات دارن سود می‌برند می‌تونستن هم پیمان بشن و از طریق گمرک درامد کسب کنند. یا مثلاً کسی پیدا میشد که شعور گمرک داشت و سود رو بین مافیاها تقسیم می‌کرد، می‌تونستیم شاهد کاهش قیمت باشیم. اما مافیا علاقه‌اش دور زدن گمرک هست. و من امیدی به هم‌پیمان شدن مافیاها بر سر گمرک ندارم. حتی با وجود فساد بزرگ…

  • کسب و کار

    عرضه اولیه پیزد، مجتمع صنایع لاستیک یزد یا یزدتایر

    امروز نوتیفیکیشن عرضه اولیه پیزد رو دیدم. و برای اولین بار قصد دارم که عرضه اولیه سهام رو بخرم. به پیشنهاد معین صادقیان، در مورد شرکتی که قرار هست روش معامله‌ای انجام بدم، تحقیق دست‌کم کوتاهی می‌کنم. با جستجو اول فهمیدم که این شرکت رو با نام یزدتایر می‌شناسیم. سابقه یزدتایر در بورس اولین وبسایتی که برای فهمیدن اطلاعات باز کردم سایت tsetmc بود. این نماد، پیزد، تا به حال دوبار در بورس وارد شده و حذف شده. من تجربه‌ای از بورس ندارم و نمی‌دونم چقدر این اتفاق معمول هست. اما به هر حال این شرکت دوبار سابقه شکست در بورس رو داشته که با تجربیاتی که در این زمینه…

  • کسب و کار

    اولین قرارداد ۱

    اولین سفارش ‌وبسایتی که گرفتم تا به صورت جدی انجام بدم رو یادم میاد. همیشه دوست داشتم با طرف حسابی کار کنم که هدفی داره و به چیزهای الکی در پروژه گیر نمی‌ده. آدم باکلاسی هست و شخصیت داره. و دقیقاً همین طور شد. وبسایت برای شرکتی ایرانی-اتریشی بود. و قرار شد قرارداد سایت رو بنویسیم. وقتی بحث قرارداد شد، چهار ستون بدنم لرزید. قرارداد الزام‌آور بود. شوخی نداشت. اگر اشتباهی پیش می‌آمد باید جوابگو بودم. وقتی با داداش مشورت کردم گفت قرارداد بنویس. من چیزی می‌دونم که تو نمیدونی. و شد شروع اولین قرارداد. در اینترنت جستجو کردم. قرارداد طراحی سایت. نمونه‌هایی رو پیدا کردم. که بیشترشون به این…