دل‌نوشته

چرا بنویسیم؟

وقتی کلاسهای باستانشناسی رو میگرروندیم، به گذشتگان، هخامنشیان، بابلیان و خیلی‌ها که اسمشون رو یادم نیست فکر می‌کردم، به لوح‌های سنگی و گلی اونها حسرت می‌خوردم.

که نوشته اونها بعد از ۵۰۰۰ سال، یا ۲۵۰۰ سال به جا مونده، یا نوشته‌های هرم زیگورات چغازنبیل یا تولید محتوای داریوش بر کتیبه‌های بیستون.

وقتی با نوشته‌های وردپرسی مقایسه می‌کنم که اگر آسیبی به هستی بشر برسه، فکر می‌کنم دیگه اثری ازشون نمی‌مونه، نه از عکس‌ها، نه از نوشته‌ها و نه صداها و نه فیلم‌ها نه حتی الگوریتم‌ها.

اما چرا مینویسم؟

برای اینکه نوشته‌ام همچون صدای خفاشی که انعکاس فریاد خود را لحظه به لحظه می‌شنود و راه خود را در تاریکی میابد، می‌نویسم تا انعکاس صدای خودم را بشنوم تا چراغ راهی شود. گاهی آنالیتیکس گوگل را چک می‌کنم و خرسند از اینکه کسی نوشته‌ام را می‌خواند و حس می‌کنم دیده می‌شوم. حس می‌کنم شنیده می‌شوم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *