رفتن به نوشته‌ها

تعریف از خود

همین امشب پادکست شخصیت در بی‌پلاس رو گوش می‌کردم که می‌گفت مردم به جای نگاه مهم‌تر به اهداف فقط به خودشان و تعریف از خودشان می‌پردازند. هرچند موضوع مهمی را مطرح کرده‌بود، اما همزمان می‌گفت که پرداختن به خود چیز بدی هم نیست. اما به هر حال هم به تعریف از خودم نیاز داشتم و هم از آن لذت بردم و هم آنقدر طولانی شد که ترجیه دادم به وبسایت خودم منتقلش کنم.

و اما…

محمد اعتماددار از سن ۱۴ سالگی (۲۰۰۵) برنامه‌نویسی را شروع کرد و پروژه Miter Elbow اولین برنامه‌ای بود که در آن سال با Visual Basic نوشت و یک راه حل را روی نرم‌افزار درآورد و اکنون نمونه‌های خیلی پیشرفته‌تر آن نوشته شده. پیش از دانشگاه با لینوکس فدورا آشنا شد و به خاطر فلسفه لینوکس و اوپن‌سورس و رایگان بودنش، آن را نصب کرد. در دانشگاه (۲۰۰۸) در ابتدا با استفاده از کامپیوترهای دانشگاه و سی++ نرم‌افزار حل‌کننده سودوکو می‌نوشت تا با حل سودوکو را به چالش بکشد. سپس با استفاده از یک کامپیوتر قدیمی پنتیوم ۳ که از مهاجران به جا مانده‌بود (۲۰۰۹) کار با لینوکس اوبونتو را آغاز کرد. در سال ۲۰۱۰ صاحب لپ‌تاپ خود شد، در آن سال برنامه‌نویسی اسمبلی را در معماری کامپیوتر تجربه کرد و مدارها را با QUCs، یک نرم‌افزار اوپن‌سورس شبیه‌سازی می‌کرد. در ۲۰۱۱ با ویندوز خداحافظی کرد و به لینوکس اوبونتو مهاجرت کرد. لینوکس را توسط داکیومنت‌های مختلف سایت گنو و دبین مطالعه می‌کرد. در همان سال‌ها HTML, CSS, JavaScrtipt, PHP را یاد گرفت. در سال ۲۰۱۲ با پایتون آشنا شد و با فهمیدن الگوی پسورد اینترنت دانشجویان، نرم‌افزار اینترنت نامحدود و بدون وقفه را نوشت. همین طور در همین سال یک نرم‌افزار پروکسی با استفاده از PHP نوشت که کمک می‌کرد تحریم‌ها و فیلترینگ را دور بزند. با توجه به استفاده گسترده از این نرم‌افزار روی سرورهای متعدد رایگان 000webhost، این شبکه بزرگ هاستینگ رایگان، کل آی‌پی‌های دانشگاه را مسدود کردند. در سال ۲۰۱۳ با اولین استاد دانشگاه که توانایی کار روی لینوکس و شبکه را داشت آشنا شد و با اصرار و خواهش و تمنا، وارد یک پروژه ضدجاسوسی و ضدپنهان‌نگاری شد. و برای اولین‌بار با سیستم‌عامل اسلکور (Slackware 6) و مجازی‌سازی با استفاده از ماژول kvm آشنا شد. در آن سال‌ها در نیمه‌های شب از شهر وارد محوطه دانشگاه می‌شد تا بتواند نرم‌افزارهای مورد نیازش را شبانه دانلود کند. اسلکور قدیمی‌ترین سیستم‌عامل لینوکس زنده جهان است. پس از تجربه با Slackware بسته‌های نصب نرم‌افزاری برای اسلکور بر روی سایت رسمی اسلکور (slackbuilds.org) قرار داد. و تا سال ۲۰۱۹ آن‌ها را نگهداری می‌کرد. در سال ۲۰۱۵ به دانشگاه که لینوکس ابرکامپیوتر آن به مدت دو سال از کار افتاده‌بود، پیشنهاد تعمیر داد. اما با توجه به سیستمی که احتمالا می‌شناسید، اجازه تعمیر ابرکامپیوتر را نگرفت. یک سال بعد به همراه دوستش، به دانشگاه بازگشت، دوستش که ابتدا لینوکس را از محمد یاد گرفته‌بود اکنون مدرک LPIC2 را از لایتک دانشگاه شریف گرفته‌بود. به استناد این مدرک اجازه تعمیر ابرکامپیوتر را گرفت و با استفاده از همان روش و نرم‌افزارهایی که سال قبل دانلود کرده‌بود ابرکامپیوتر را دوباره برقرار کرد و لینوکس را روی خوشه ابرکامپیوتر به صورت اتوماتیک تکثیر کرد. و ابرکامپیوتر مجدد فعالیت خود را شروع کرد و دوستش تحقیقات پردازش موازی را روی آن آغاز کرد. در همان سال (۲۰۱۶) پروژه دانشگاه را که یک دستگاه تسمه‌نقاله بینا بود را آغاز کرد. این پروژه پس از سال‌ها پروژه‌های تحقیقاتی دانشگاه بر روی پردازش تصویر، اولین پروژه واقعی پردازش تصویر بود که به صورت مستقل و بدون نیاز به نرم‌افزارهای تحقیقاتی همچون متلب کار می‌کرد. تمامی مراحل ساخت، از ساخت تسمه‌نقاله، و دقت در بخش‌های مکانیکی و ظریف آن، تا طراحی نرم‌افزاری، اتصال و کنترل بخش‌های داخلی دوربین (لنز، سنسور و…) توسط نرم‌افزار، ذخیره تصاویر و ویژگی‌های آن در دیتابیس SQLite، محاسبات عددی با استفاده از کتابخانه استاندارد گنو لینوکس libstdc و تشخیص اشیای روی تسمه‌نقاله با استفاده از کتابخانه OpenCV و سی++ را انجام داد.  و نتیجه شگفت‌انگیز بود. دستگاه، در روز دفاع، از بین ۲۰ مجله روی تسمه‌نقاله ۱۹ تا را تشخیص داد که اساتید سخت‌گیر بخش پژوهش را طوری به وجد آورد که زیر نمره بیست آفرین هم نوشتند. در سال ۲۰۱۵ وارد خدمت اجباری سربازی شد. در پادگان، در بندرعباس، با توجه به خدمات مختلف نرم‌افزاری و غیره به پادگان، به پادگان تحقیقاتی و تخصصی شیراز منتقل شد. در آنجا نیز نرم‌افزارها را به گونه‌ای تغییر داد تا با سرعت بخشیدن به سیستم اداری سربازان، حرمت آن‌ها حفظ شود و به خاطر کندی و خرابی نرم‌افزاری به آن‌ها بی‌احترامی صورت نگیرد. همچنین کارهایی را در پادگان از ۲۰ روز به ۲۰ دقیقه و از ۱۰ روز به چند ثانیه کاهش داد که موجب اعتمادبه‌نفس سیستم اداری و فکر بهتر شد. در حین خدمت سربازی، برای شرکت مبنا، نرم‌افزارهای مختلفی با استفاده از جنگو و PHP Yii2 از جمله سیستم مانیتورینگ هزاران سرور و نرم‌افزار تست سرعت به زبان پایتون نوشت. پس از پایان سربازی در اولین دوره مسابقات جهش‌آکادمی، به همراه همکارش، جایزه برترین نرم‌افزار سمت سرور را به خاطر تمیزی و استاندارد بودن کد و همچنین همکاری قوی تیمی برنده شدند. سپس در اولین مسابقات استارتاپی فینوتک، به همراه تیم، برنده جایزه ۲۰ میلیون تومانی برترین استارتاپ شدند و تنها تیمی بودند که توانستند در مدت ۱۴ روز، یک ایده را به یک اپلیکیشن واقعی تبدیل کنند و تنها تیمی بودند که توانستند به سیستم OAuth2 طراحی شده فینوتک بانک سامان متصل شوند. در این مسابقه با فرایند استارتاپ و ارائه ایده و همچنین طراحی بوم مدل کسب و کار آشنا شد. در همان سال اولین سرور تمام و کمال لینوکس را برای جنگو برای یک شرکت پیاده‌سازی کرد. سپس با دادحساب همکاری کرد و با ایده و خواسته خودش، قصد داشت درآمد دادحساب را ۱۰ برابر کند. به همین دلیل یک کرالر نوشت و در مدت ۴ شبانه‌روز اطلاعات تخصصی ۵۵هزار مشتری بالقوه را جمع‌آوری کرد و در مدت ۶ روز تبلیغات هوشمند برایشان فرستاد. در این مدت ۱۰ روزه درآمد دادحساب ۵۰٪ افزایش یافت. اما به دلیل نداشتن ظرفیت موفقیت در دادحساب او را اخراج کردند. در سال بعد پروژه میا را آغاز کرد و آن را به زبان جنگو نوشت تا مکانی باشد برای رشد شهرک‌های صنعتی، سئوی این پروژه به حدی قوی بود که در دومین هفته تماس‌هایی از عراق و تهران با این پروژه صورت گرفت. در پروژه میا، با فراند تیم‌سازی آشنا شد. در سال بعد پروژه ۵فصل را در دوران کرونا آغاز کردند تا بتوانند میوه و سبزیجات را اینترنتی به مشتریان برسانند. همین‌طور همزمان پروژه مکاتو، فروشگاه اینترنتی لوازم یدکی را هم تقویت کردند. در این مدت اولین پلاگین وردپرس خود را نوشت، به یک پلاگین api وردپرس کمک کرد و همچنین اتصال به درگاه حسابداری را تجربه کرد. سپس محمد به پروژه میزبان پیوست. در این مدت منتورینگ برنامه‌نویسان را تجربه کرد و از دیدن رشد برنامه‌نویسان لذت می‌برد. همزمان با این کار روی دو ایده خود، یکی نرم‌افزار کمکی حافظه انسان و سیستم نوبت را که ایده‌های خودش بودند نوشت. در میزبان با گیت، ویژوال‌سازی اهداف، تقسیم وظایف، فرایند تبدیل ایده به اجرا به صورت پیشرفته‌تری آشنا شد. در همین سال یک پروژه نیمه‌تمام قدیمی را روی مرجع بسته‌های پایتون pip قرار داد.

منتشر شده در خاطرات

اولین باشید که نظر می دهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *